الشيخ رسول جعفريان

95

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

عمرو بن عاص نگاشته و كوشيد تا آنان را از راه باطلى كه مىروند ، بازدارد . « 1 » امام مصمم بر جهاد با معاويه شد . آن حضرت بارها اين سخن را تكرار كرده بود كه « امرت بقتال الناكثين و القاسطين و المارقين . » « 2 » اكنون نوبت قاسطين بود تا امام به جهاد با آنان بشتابد . آن حضرت برجستگان اصحابش كه از مهاجران و انصار بودند ، فرا خواند و از آنها خواست تا نظرشان را دربارهء رفتن به شام بيان كنند . هاشم بن عتبه برادرزادهء سعد بن ابى وقاص ، گفت كه اين گروه به دروغ مدعى خون عثمان هستند . آنان طالب دنيايند و ما بايد هر چه زودتر براى سركوبى آنها حركت كنيم . عمار نيز اصرار كرد كه اگر يك روز زودتر حركت كنيم بهتر است . او در شعرى گفت : سيروا إلى الأحزاب أعداء النبى * سيروا فخير الناس أتباع على « 3 » قيس بن سعد نيز گفت : جهاد با اينان ، براى او از جهاد با ترك و روم واجب‌تر است . سهل بن حنيف نيز آمادگى انصار را براى همراهى و اطاعت از امام اعلام كرد . در آن ميان يك نفر به اعتراض برخاست و گفت : مىخواهى ما را براى كشتن برادران شامى اعزام كنى ، همانطور كه ديروز براى كشتن برادرانمان در بصره بردى ! مردم شروع به توبيخ او كردند . آن مرد گريخت و جمعيت نيز به دنبال او و در بازار در آشوب جمعيت كشته شد . « 4 » پس از آن مالك اشتر گفت : سخن اين شقى خائن شما را ناراحت نكند ، همهء اين مردم ، از شيعيان تو هستند . « 5 » جوّ كوفه در اين زمان به قدرى مناسب بود كه كسى جرأت مخالفت و يا حتى اظهار ديدگاه مخالفى را نداشت . براى بسيارى از قبايل ننگ بود كه كسانى از آنها ، موضع اعتزال داشته باشند . از جمله افرادى كه اين ديدگاه را مطرح كرد ، حنظلة بن ربيع بود . افراد طايفهء او به قدرى وى را تحت فشار قرار دادند كه شبانه به طرف معاويه گريخت ، گرچه گويا در جنگ شركت نكرد . « 6 » با اين حال ، شك و ترديد حتى براى افرادى كه تا اندازه‌اى سالم بودند ، كما

--> ( 1 ) . وقعة صفين ، صص 111 - 110 ؛ الفتوح ، ج 2 ، صص 480 - 477 ( 2 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 460 ( 3 ) . وقعة صفين ، ص 101 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 460 ( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 293 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 362 ؛ اخبار الطوال ، ص 164 . امام ديهء او را از بيت المال پرداخت كرد . ( 5 ) . وقعة صفين ، صص 96 - 92 ( 6 ) . همان ، صص 98 - 99 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 444